![]() |
![]() |
|
|
سلام دوستای گلم ...نمیدونم ولی فکر کنم که همه شما مدار صفر درجه رو نگاه
میکنید. سریال بسیار زیبایی و بسیار جالبی هست... منم که کشته مرده متنهای عاشقانه هستم متنهایی که بین سارا و حبیب ردو بدل میشه رو مینویسم... اینبار هم دوست داشتم که واسه شما بنویسم... دوستای گلم از همتون تشکر میکنم که منو تنها نمیذارین.. آه ای قلب محزون من دیدی که چگونه سودا رنگ شعر گرفت.. دیدی که جغرافیای فاصله راچگونه بانوازش نگاهی میشود طی کردونادیده گرفت دیدی که دردهای کهنه را چگونه با ترنمی میشود به یکباه فراموش کرد دیدی که آزدی لحظه ناب سر سپردن است دیدی که عشق یک اتفاق نیست یک قرارقبلی است مثل یک تفاهم ازلی است از ازل بوده و تا ابد ادامه خواهد یافت. تورا به جای همه ی کسانی که نشناخته ام دوست میدارم تورا بجای همه روزگارانی که نمی زیسته ام دوست میدارم برای خاطر عطر نان گرم و برفی که آب میشود و برای خاطر نخستین گلها تو را بخاطر دوست داشتن دوست میدارم تورا به جای همه ی کسانی که دوست نداشته ام دوست میدارم. تو را به خاطر دوست داشتن دوست میدارم.. تورا به خاطر دوست داشتن دوست میدارم.. تورا به خاطر دوست داشتن دوست میدارم.. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت 9:35 توسط مصطفی سلطانی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
RSS
|